السيد حامد النقوي

547

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ملازمت بوده‌اند مىفرمودند كه حضرت خواجه بزرك در باديهء حجاز مخلص را بمراقبه أمر فرمودند و بمحافظت صورت ايشان در خزينه خيال نيز امر كردند و فرمودند كه طريق او جذبه است و صفت او ميان جمال و جلال ست و تلقين ذكر نيز فرمودند و كيفيّات را حواله بعلم او كردند و آن مخلص را على الدّوام تمسّك بصفت لطف إلهى و ديد فضل و قطع نظر از جزاى عمل أمر مىفرمودند و به آنكه از قول و فعل آنچه مىگذرد آن را در درياى نيستى مىبايد انداختن و سر رشته و نديد قصور را نيك نگاهداشتن . و هم حضرت خواجه در حقّ آن مخلص فرمودند كه او مرادست گاهى بامراد بصفت مريدى به جهت تربيت او معامله مىكنند و در مبادى كه آن مخلص را بسخن أمر كردند روزى در راهى آن مخلص در پيش ايشان مىرفت ايشان در وى نظر كردند و روى بأصحاب آوردند و فرمودند كه حاضران مجلس او هر فردى به نسبت حال خود از وى سخن خواهند شنيد و در بعضى محلّها آن مخلص را به نظر موهبت نفس بخشيدند تا بهر كه گويد مؤثر افتد و هر چه گويد آن شود . و در محلّى ديگر فرمودند كه هر چه او مىگويد حقّ سبحانه آن مىكند مىگويم بگوى او نمىگويد و در محلّى ديگر آن مخلص را صفت برخ أسود به نظر موهبت كرامت كردند ، و برخ أسود بندهء درم خريده سياه‌چرده بوده است كه در زمان موسى عليه السلام بر درگاه حق سبحانه و تعالى درجه مقبولى و محبوبى داشته است ، گفته‌اند كه برخ در بنى اسرائيل قرينه ( قرين . ظ ) اويس قرنى بوده است در ميان اين امّت . حضرت ايشان مىفرموده‌اند كه جماعتى از كبراى متقدّمين كه بيواسطهء زبان أمور حقيقت از يكديگر به مجالست معلوم مىكرده‌اند ايشان را « برخيان » مىگفته‌اند ، و جمعى كه بعد از ظهور دين محمّدى صلى اللَّه عليه و سلم برين وصف‌اند ايشان را « اويسيان » مىگويند . و هم خدمت خواجه محمّد پارسا قدس سرّه فرموده‌اند كه در راه حجاز در مرضى كه حضرت خواجه بزرك را واقع شده بود وصايا فرمودند و در آن أثنا آن مخلص را بحضور أصحاب خطاب كردند و فرمودند : حقّى و أمانتى كه از خلفاى خاندان خواجگان قدس اللَّه تعالى أرواحهم به اين ضعيف رسيده است و آنچه درين راه كسب كرده است آن أمانت